✨معرفی کرسی:کرسی علمی_ترویجی باعنوان «حکمرانی اسلامی؛ مدل سازی سیاستگذاری مبتنی بر ارزش» در پژوهشکده نوآوری حقوقی و با مجوز هیأت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره فرهنگستان علوم برگزار شد.
- ارائه کننده: دکتر شهرام یزدانی_ مشاور رئیس جمهور در تحول نظام آموزش کشور_استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی
- دبیر جلسه: دکتر غلام رضا سلیمی_ معاون ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی
- ناقد اول: دکتر عبدالحسین خسروپناه_دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی
- ناقد دوم: دکتر علی اصغر پور عزت _استاد تمام گروه خط مشی و اداره عمومی دانشگاه تهران



✅محورهای ارائه شده:
ارائه کننده : دکتر شهرام یزدانی

دکتر شهرام یزدانی در ابتدای سخنرانی خود به یکی از معضلات اصلی در فرآیند تصمیمگیری امروزی اشاره کرد: «اتکای صرف به شواهد علمی، تضمینکننده انتخاب درست نیست.»ایشان توضیح داد که اگرچه شواهد علمی به ما میگویند کدام گزینهها «امکانپذیر» یا «اثربخش» هستند، اما نمیتوانند تعیین کنند کدام تصمیم «درست» یا «بایسته» است. به بیان دیگر، شواهد ابزار تشخیص راهها هستند، نه قطبنمای انتخاب مسیر. دکتر یزدانی با ترسیم یک خط زمانی تاریخی، مسیر تحول سیاستگذاری را اینگونه تبیین کرد: طبابت مبتنی بر شواهد، سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، ضرورت ظهور سیاستگذاری مبتنی بر ارزش در این رویکرد نوین، شواهد علمی کنار گذاشته نمیشوند، بلکه بعد بنیادین ارزشها به فرآیند تصمیمسازی اضافه میشود تا ابهامات اخلاقی و اجتماعی رفع گردد. یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای بحث، تبدیل ارزشهای انتزاعی به ملاکهای عملیاتی بود. دکتر یزدانی ارزشها را «باورهای پایدار و اثرگذاری بر انتخابها» تعریف کرد که جامعه حاضر است برای تحقق آنها هزینه بپردازد. ارزش های کلیدی مورد بحث: عدالت، کرامت انسانی، کیفیت، پاسخگویی، کارایی. نکته حائز اهمیت این بود که این ارزشها برای ورود به عرصه تصمیمگیری، نیازمند تبدیل شدن به ملاکهای عینی و قابل اندازهگیری هستند. برای اثبات این ادعا که «شواهد خنثی نیستند»، دکتر یزدانی به تجربه کشورهای پیشرو اشاره کرد. بررسی موارد آمریکا، سوئد و اتریش نشان داد که با وجود ادعای همگی بر «سیاستگذاری مبتنی بر شواهد»، به دلیل تفاوت در نظام ارزشی، ملاکهای انتخابی و در نهایت سیاستهای اتخاذشده کاملاُ متفاوت بوده است. این تفاوت نشان میدهد که شواهد علمی، معنا و کارکرد خود را از چارچوب ارزشی حاکم بر جامعه میگیرند.
نقد و ارزیابی کرسی:
ناقد اول : دکتر عبدالحسین خسروپناه

در بخش بعدی کرسی علمی، دکتر عبدالحسین خسروپناه با نگاهی انتقادی و دقیق، ابعاد مفهومی و روششناختی مدل ارائهشده را مورد واکاوی قرار داد. ایشان با طرح پرسشهای کلیدی، پژوهشگران را به بازنگری در مبانی و خروجیهای مدل دعوت کرد. دکتر خسروپناه با اشاره به مفهوم «نردبان ارزشی»، فرضیهی «جهانشمول بودن ارزشهای اخلاقی» را محل تأمل جدی دانست. حتی در درون سنت اسلامی و شیعی نیز قرائتهای متفاوتی از اخلاق و عدالت وجود دارد. مفاهیمی مانند «عدالت»، بیش از آنکه دارای «اشتراک معنوی» باشند، دچار «اشتراک لفظی» هستند (یعنی کلمه یکسان است، اما معناها متفاوتاند). این تفاوت، چالش بزرگی برای ایجاد اجماع در سیاستگذاری است. ایشان یادآوری کرد که در ادبیات اسلامی، مفاهیم «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و «تمدن اسلامی» دارای مراتب و تمایزات مشخصی هستند. «حکمرانی اسلامی» نباید به گونهای طرح شود که این تمایزها را نادیده بگیرد یا هممعنا با «دولت اسلامی» تلقی شود. هر کدام از این مراتب، الزامات و چارچوبهای خاص خود را دارند. دکتر خسروپناه با اشاره به تنوع بالای نظریههای سیاستگذاری عمومی (بیش از ۴۰ مدل مختلف)، این پرسش اساسی را مطرح کرد: «چرا در این پژوهش، «سیاستگذاری مبتنی بر شواهد» به عنوان نقطه آغاز انتخاب شده است؟»
ایشان پرسیدند که چرا از رویکردهای دیگر مانند نظریه انتقادی، مدلهای مشارکتی یا نظریههای تدریجی و عقلانی استفاده نشده است؟ این انتخاب، نیازمند توجیه روششناختی دقیقتری است. یکی از مهمترین نقدهای دکتر خسروپناه، ابهام در ماهیت مدل بود: آیا مدل توصیفی است؟ (یعنی فقط تفسیر هرمنوتیکی از آنچه در عمل رخ میدهد؟) آیا مدل تجویزی است؟ (یعنی ارائهی نسخهای هنجاری برای آنچه باید باشد؟) اگر مدل صرفاً توصیفی باشد، نوآوری محسوب نمیشود (چون فقط وضع موجود را بازتاب میدهد). اگر مدل تجویزی باشد، باید تمایز و برتری آن نسبت به مدلهای رایج بهروشنی تبیین شود. نیاز به مصداق عینی: مثال «جوانی جمعیت»، دکتر خسروپناه تأکید کرد که مدلهای نظری بدون مصداق عینی، ناقص هستند. ایشان مثال «مسئله جوانی جمعیت» را مطرح ساخت تا روشن شود: این مدل چگونه میتواند در عمل، به تصمیمسازی مشخص، قابل اجرا و مورد اجماع منجر شود؟ مدل باید نشان دهد که چگونه ارزشها به ابزارهای اجرایی تبدیل میشوند. در پایان، دکتر خسروپناه با اشاره به تکثر قرائتهای دینی (فقهمحور، اخلاقمحور، عرفانمحور)، مسئله اصلی را اینگونه خلاصه کرد: «چگونه میتوان در سیاستگذاری مبتنی بر ارزش، به تفاهم عقل جمعی رسید؟» و هشدار داد که این فرآیند نباید خود به منبع تعارض و اختلاف جدید تبدیل شود. یعنی مدل باید توانایی مدیریت این تکثر را داشته باشد، نه اینکه آن را تشدید کند.
ناقد دوم : دکتر علی اصغر پور عزت

در ادامه این کرسی علمی، دکتر علیاصغر پورعزت به عنوان ناقد، با نگاهی عمیق و آیندهنگر، ابعاد مختلف مدل پیشنهادی را مورد واکاوی قرار داد. ایشان با ترکیب تاریخ، فلسفه سیاست و فناوری، چالشها و راهکارهای جدیدی را مطرح کردند. دکتر پورعزت با بازگشت به ریشههای تاریخی، تأکید کرد که جوامعی موفق بودهاند که توانستهاند ارزشهای محوری خود را نه فقط در شعار، بلکه در آموزش و سیاستگذاری نهادینه کنند. همزمانی «پیشرفت» و «استقلال» در گروِ آگاهی از ارزشهاست. ایشان با استقبال از رویکرد نوآورانه دکتر یزدانی، یک اصل مهم را یادآوری کردند: «چارچوبهای انسانی ثابت و تغییرناپذیر نیستند.» دکتر پورعزت تأکید کرد که باید با تکیه بر استدلال علمی، نسبت به بازاندیشی و اصلاح مدلها اقدام کرد. مدلها ابزارهای زندهای هستند که باید قابلیت اصلاح داشته باشند. یکی از تکاندهندهترین بخشهای سخنرانی دکتر پورعزت، هشدار درباره «آزمون و خطا» در اداره جامعه بود. برخلاف آزمایشگاهها، در جامعه نمیتوان با خطاهای کوچک شروع کرد؛ زیرا تصمیمات سیاستی مستقیماُ با سرنوشت انسانها گره خوردهاند. خطا در این حوزه میتواند منجر به نابودی ظرفیتها، مسیرها و سرمایههای اجتماعی شود. راهکار: ضرورت «تحول هوشیار» به جای تغییرات ناگهانی و پرخطر. دکتر پورعزت پیشنهاد داد که پیش از هر مدلسازی، باید مرزها مشخص شوند: سطح اصول بنیادین: ارزشهایی مانند صداقت، مسئولیتپذیری و پاسخگویی نیازمند ثبات نسبی هستند. سطح اجرایی: در مسائل پیچیدهای مانند مبارزه با فقر یا بیسوادی، نباید به دنبال احکام صریح و ثابت بود. در اینجا باید از مدلهای یادگیرنده و پویا استفاده کرد که با تغییر شرایط، خود را تطبیق دهند. در پایان، دکتر پورعزت نگاهی به آینده داشت و نقش فناوریهای نوین را برجسته کرد. استفاده از الگوریتمها و هوش مصنوعی نباید جایگزین قضاوت انسانی شود، بلکه باید برای: تقویت یادگیری سیستماتیک افزایش انطباقپذیری مدلها پشتیبانی فنی از اجرای ارزشها به کار گرفته شود. در پایان کرسی علمی، دکتر علیرضا جمشیدی (رئیس پژوهشکده)، دکتر کاظمی ابدی و دکتر غلامرضا سلیمی (دبیر جلسه) به عنوان ارزیابان، نکات کلیدی و راهبردی خود را مطرح کردند. این مداخلات، چارچوب بحث را از سطح تئوریک به سمت کاربردیسازی و بازاندیشی ساختاری هدایت کرد.
ارزیاب اول: دکتر علیرضا جمشیدی

دکتر جمشیدی با تأکید بر جایگاه ویژهی عدالت در حقوق، توضیح داد که حقوقدانان بیشترین مواجهه را با این ارزش دارند. عدالت نباید فقط یک شعار باشد، بلکه باید در فرآیند سیاستگذاری پررنگتر دیده شود. ایشان پیشنهاد داد که جلسات مشابه به صورت دورهای برگزار شوند. این امر فرصتی فراهم میآورد تا تمام زوایای بحثها به دقت بررسی شود و تحلیلهای پژوهشی عمیقتری انجام گیرد. بازاندیشی مداوم و تبادل نظر بین صاحبنظران، مسیر اصلاح و بهبود سیاستگذاری را هموار میکند.
ارزیاب دوم: دکتر علیرضاکاظمی ابدی

دکتر کاظمی ابدی با نگاهی سیستمی، به رابطهی دیالکتیکی میان ارزش و کارآمدی اشاره کرد. تعریف چرخه: ارزشها تعیین میکنند که «کارآمدی» چیست، و در مقابل، کارآمدی جهتگیریها را برای تحقق ارزشها مشخص میکند. پرسش بنیادین: آیا امکان رهایی از این چرخه وجود دارد؟ یا همیشه باید با تکیه بر یک ارزش غالب، ساختار جدیدی پایهریزی شود؟ ایشان به بحث نظام اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با بار ارزشی اشاره کردند و گفتند که این بعد، جنبهی تازهای است که کمتر در بحثهای پیشین مورد توجه قرار گرفته بود.
✅جمع بندی:
دبیر جلسه: دکتر غلامرضا سلیمی

دکتر سلیمی، دبیر جلسه، با جمعبندی مباحث مطرحشده توسط دکتر یزدانی، دکتر خسروپناه و دکتر پورعزت، بر چند نکتهی حیاتی تأکید ورزید: حل مسائل پیچیدهی اجتماعی امروز، نیازمند رویکردی مبتنی بر ارزشهای اسلامی و اقتضائات بومی است. سیاستگذاری بدون درک صحیح از پیچیدگیها و محدودیتهای اجتماعی، میتواند منجر به نابودی مسیرها و ظرفیتها شود. ضرورت طراحی مدلهای پویا و یادگیرنده که بتوانند با تغییر شرایط، خود را تطبیق دهند.

